تبليغاتX
صفحه ای از آسیای میانه


یاد داشت:

موضع گیری آسمایی در مورد  جنجال زبان فارسی در افغانستان جالب است. اول که  اسمایی نوشته های نویسندگان را در بخش تریبون ازاد نشر کرد بخاطری که گویا ان نوشته ها یا از نظر زبان و پرداخت خوب نبودند و یا هم با مشی نشراتی اسمایی ناسازگار بودند.  در یاد داشت اخیر که اقای عبیدی در مورد نوشته است خاطر نشان شده است که به پنداشت اسمایی بحث زبان در افغانستان باید بسته شود چون این بحث های به اصطلاح مفت ما را از پرداختن به مسایل مهم  درافغانستان منحرف می سازد. خیلی خوب. اما جای سوال هنوز باقی است : اگر مسایل مهم! افغانستان را لیست کنیم ، امنیت، حقوق بشر، دموکراسی ، ملت سازی و.... ایا سیاست های فرهنگی غلط وزیر فرهنگ افغانستان نمی تواند شامل این بحث ها شود ؟ چرا نباید به وزیر فرهنگ افغانستان گفته شود که مجازات برای بکار گیری کلمات فارسی کار نادرست است و به رابطه  میان گویندگان پشتو و فارسی صدمه وارد می کند و سیاست ملی درافغانستان را دچار خطر می کند؟ ایا رفتار وزیر به عنوان یک رفتار سیاسی نا مناسب نباید نقد شود؟ ایا اصلا ممنوع اعلان کردن استفاده از کلمات فارسی نقض حقوق فرهنگی (حقوق بشر) نیست؟ ایا سد راه ملت سازی نمی شود؟ ایا امنیت و مشروعیت دولت را دچار مشکل نمی سازد؟

برای من جای تعجب است که اقای عبیدی فکر می کند که پرداختن به این موضوع مشکل ساز است نه رفتار وزیر فرهنگ. به نظر من خطر سیاست فرهنگی کینه توزانه در برابر فارسی در درون دولت خطرناک تر از خطر طالبان است. طالبان دشمن بیرونی است اما کسانی مثل وزیر فرهنگ از درون دولت را دچار خطر می کند. منطقی تر این است که بیاندیشیم اقای وزیر مشکل افریده است نه کسانی که بدفاع از زبان و خواست فرهنگی شان دست به قلم برده اند.  من در نوشته ی پایینی مشکلی از نوع تفرقه افگنی و ایجاد خصومت میان گویندگان فارسی و پشتو در افغانستان نمی بینم. فقط خواسته ام نظرم را در این مورد بنویسم.

 یادداشت من را در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط ا.غرجی، Elham Gharji  |