دوستی به من گفته که نوشته های از وبلاگ من را در یکی از نشریات کابل با نام کسی دگر خوانده است. پرسیده بود که من ان نوشته ها را دزدیده ام یا انکس نوشته های من را دزدیده است. گفتم به قبر بابای ملت قسم می خورم که من نوشته ای کسی را ندزدیده ام. من سالهاست که از کابل دورم و به هیچ نشریه ای چاپی کابلی دسترسی ندارم. اگر شما مطمیین اید که نوشته ها ی چاپ شده همان هایند که من نشر کرده ام ، حتما از وبلاگ من دزدی شده اند.
انکس که نوشته ای مرا دزدی کرده و بنام خودش نشر کرده است ، الهی به عذاب جهنم گرفتار اید! من که کاری بیش از دعای بد در بدل اهانت ان بنی ادم کرده نمی توانم.
قصه ای حق تالیف در افغانستان مفت است. کسی که دلش به حال سخنانش می سوزد اصلا خوب است سخن نگوید.
بیادم می اید که یکی از دوستان فلمی از کابل اورده بود که در یکی از کشورهای اروپایی از طرف موسسه ای بنام رویان فلم ساخته شده بود. در روی جلد سی دی، به اصطلاح اخطاری به فارسی در مورد سو استفاده غیر قانونی از فلم نوشته شده بود. وقتی ان اخطار را خواندم هم دلم به حال تولید کنندگان فلم سوخت و هم خیلی خندیدم . در اخطارنامه امده بود که هموطنان عزیز سعی کنید که کاپی غیر قانونی این فلم را از سی دی فروشان هرزه نخرید تا خدای نا خواسته خود تان هرزه نشوید...
اخطار تولید کنندگان به کسانی که کاپی های غیر قانونی از فلم می سازند البته خیلی جدی تر ازین بود. مثلا نوشته بودند: هر کسی این سی دی را بصورت غیر قانونی کاپی کرده و بفروش برساند خواهر و مادر خود را ..........
در جامعه ی که هیچ ضمانت قانونی وجود نداشته باشد مردم چه کنند؟ این روزگار انقدر بد شده که نه تنها قانون بران حکم نمی راند که فحش و قسم های که سابق قوی تر از قانون بودند نیز از ارزش و کارکرد افتاده اند. خلاصه که من نیز کاری در برابر انانی که نوشته های مرا کاپی و بنام خود نشر می کنند کرده نمی توانم. بگذارید انها در روز قیامت شرمنده ای من وخلق خدا باشند.
یادداشتی در مورد واکنش قبیلوی به فلم کاغذپران باز
فلم کاغذ پران باز که بر اساس رمان معروف به همین نام از خالد حسینی ساخته شده است ، اماده ای نشر می شود. رمان کاغذ پران باز در میان خوانندگان انگلیسی زبان ، با توفیق گسترده ای همراه بوده است. اینکه ایا فلم کاغذ پران باز نیز چنینی توفیقی را بدست خواهد اورد یا نه، اینده نشان خواهد داد.
این فلم ، بخاطر حساسیت های قبیلوی ، در افغانستان نمایش داده نخواهد شد. دلیل ان نیز ظاهرا صحنه ای در فلم عنوان شده است که بر کودک هزاره ای که نقش حسن را در فلم بازی کرده است ، (گویا) تجاوز جنسی صورت می گیرد. پدر کودکی که نقش حسن را در فلم بازی کرده گفته است که به او قول داده بودند که چنین صحنه ای در فلم وجود نخواهد داشت اما تهیه کننده ای فلم ادعای او را رد می کند و می گوید که چنین قولی به کسی نداده است.
به گفته ای پدرکودکی که نقش حسن را بازی کرده است، هزاره ها او را برای اینکه اجازه داده است ، پسرش دران نقش بازی کند ، گردن خواهد زد و پسرش نیز گفته است که دوستان او اورا رها خواهند کرد چون به نظر انان او مفعول عمل جنسی کودکان پشتون قرار گرفته است.
اگر ازین سوال بگذریم که چقدر این حساسیت ها جدی اند ، سوال اصلی که باید طرح کرد این است که چرا اصلا چنین حساسیتی وجود داشته باشد؟ ایا این حساسیت ها انطور که گفته شده است، به مسایل فرهنگی چون غیرت قبیلوی مربوط می شود یا که نه ، واکنش به ان جنبه های دگری نیز دارد؟
پاسخ به این سوال مستلزم فهم عمیق زمینه ای اجتماعی و روابط قومی در کشوری است که کاغذ پران باز در مورد ان ساخته می شود. این کشور قبیلوی خوانده شده است و حساسیت ها در برابر فلم کاغذ پران باز نیز از همین دیدگاه تحلیل شده است. در جوامع قبیلوی "غرور" و غیرت قبیلوی به مثابه ای عناصر قدرتمند در سیستم گفت و گوی اجتماعی مراتب شایستگی افراد و اقوام را بر می تاباند . غیرت ، حریم زندگانی قبیله و سرمایه ای جمعی ان است. ازین رو اگر فردی از افراد قبیله کاری کند که غرور قبیله را خدشه دار سازد، همه ای افراد قبیله براو می تازند. از همین نقطه نظر است که حساسیت های قبیلوی قابل درک می شوند. این حساسیت ها واکنش های کور و بیجایی نیستند؛ انها با سیستم ارزشهای اجتماعی رابطه دارند که هستی جمعی قبیله را می سازند.
اینکه ایا جامعه ای هزاره قبیلوی ،به همین شدتی که تعریف شد ، است یا خیر ، به مطالعه و بحث دگری ضرورت دارد. اما یک چیز معلوم است که به گمان غالب، اکثر هزاره ها با وجود اینکه فلم محرومیت و ستم دیدگی قومی انان را نمایش می دهد ، از داستان و فلم کاغذپران باز استقبال نکرده اند. به نظر من عدم استقبال و وجود حس ناخوشایندی در میان هزاره ها در مورد داستان و فلم کاغذپران باز را نباید خلاصه به بحث غیرت و حساسیت به اصطلاح کور قبیلوی کرد. به نظر نگارنده ای این مطلب، مسایلی دگری اند که حساسیت ها را از زوایای دگر قابل درک می سازند. این مسایل شامل روانشناسی و تصویرو تعریف روابط قدرت و روایت جایگاه اجتماعی در میان اقوام افغانستان می شود.
دراین که تولید فلم کاغذپران باز باعث بروز حساسیت ها در میان هزاره ها می شود نه پشتون ها ، رازی وجود دارد که می توان ازان برای تحلیل و تفسیر حساسیت ها کمک جست. اصولا باید پشتون ها از تولید فلم ناراحت می بودند چون بر اساس داستان فلم ، انهایند که ستم می افرینند و کرامت انسانی هموطنشان را مورد حمله قرار می دهند. این امیرو هم تباران پشتون اوستند که باید شرمسار گردند نه حسن که سمبول صداقت و فداکاری و انسان دوستی است. اما چرا پاسخ اجتماعی برعکس است؟
نتیجه برعکس را می توان از این زاویه تحلیل کرد که فلم ، روایتی از رابطه ی قدرت وتعریف و تقسیم جایگاه اجتماعی میان دو قوم است. این، تصویری سازی رابطه ی قدرت و روایت برتری اجتماعی پشتون بر هزاره است که بحث اخلاق را در فلم کنار می زند و مردم را متوجه تمثیل جایگاه اجتماعی انان می کند. این مساله به نظر من خیلی مهم است. هرچند فلم به هیچ وجه رابطه ای قدرت در جامعه ای امروز افغانستان را بر نمی تاباند اما دارای قدرت باز افرینی شکل گذشته ای ان در اذهان مردم است. از انجا که ، به قول معروف، گذشته نگذشته است ، باز افرینی و یاددهانی گذشته ای خوار اجتماعی برای هزاره ها باعث تخریش ذهن و بروز حساسیت و عصبانیت قومی در میان انان می گردد. شاید این مساله نیز ربطی محکمی به این قضیه داشته باشد که معمولا انسان ها دوست ندارند وضعیت و موقعیت های زننده و ناخوشایند زندگی شان را ثبت کنند. همه می خواهند تصویر زیبا و بی خلل و خوشایند از خود داشته باشند.
بخشی دگری مشکل مستقیما از روایت سیاسی (؟) داستان بیرون می اید. در داستان کاغذ پران باز ، موضوع تعریف روابط طبقاتی و یا ستم انسانی نیست؛ شخصیت های داستان بر اساس هویت قومی انتخاب شده اند و از همین روست که داستان مستقیما جایگاه هویت های قومی را وارد گفت و گو می کند نه موقعیت افراد و روابط انسانی معمول را. چنین روایتی حسن و جایگاه و موقعیت او را بر همه ای قبیله تعمیم می دهد چون هزاره در نقش او تجسم یافته است.
فلم کردن داستان ظاهرا بر گسترش روایت ان به عنوان بسته ای از اگاهی در مورد جایگاه قومی هزاره ها در تاریخ افغانستان[1] افزوده است. فلم از ان جا که دیداری است تاثیر ژرفتری بر اذهان مردم دارد. فلم، ثبت وضعیتی است که ماندگار و اثر گذار می شود. وقتی پدیده ای و یا واقعه ای فلم می شود ، دارای توانمندی و حس واقعیتمندی بیشتری می گردد. منظور از واقعیتمندی ، هرچه زنده تربودن واصلی وعینی تر بودن یک واقعه است. خیلی از وقایع در زندگی اجتماعی اتفاق می افتند. همه ای این وقایع واقعی اند. این وقایع اما زمانی ( در اذهان عامه ) اصلیت و تاثیر بیشتری می یابند که ثبت می گردند ویا به اصطلاح مستند می شوند.
فلم وقایع را مستند و با هر نمایشی ، باز تولید می کند. فلم کاغذپران باز، باز تولید تصویری روابط ناخوشایند اجتماعی- قومی است. اما باز تولید این روابط ( در سطح تصویر و تخیل) به مثابه ای تولید واقعی دوباره ای ان در روان جمعی اثر گذاراست. حساسیت ها در برابر فلم تا حدودی زیادی روانی و سیاسی است و اساسا از مساله ای دگری غیر از غیرت قبیلوی بیرون می اید. این مساله همان تعریف هستی و هویت اجتماعی هزاره در پناه جایگاه تاریخی ان برای خود انان، مردم جهان و افغانستان است. این مساله ربطی محکمی نه به غیرت قبیلوی[2]، که با مساله ای تعریف جایگاه قومی و تقسیم قدرت در میان هزاره و پشتون دارد. پیچیدگی مساله حاصل عوارض سیاسی روایت فلم است که نااگاهانه در شکل حساسیت قبیلوی تحلیل می شود.
[1] دراینجا باید اضافه کرد که داستان به هیچ عنوان ممثل جایگاه اجتماعی هزاره ها درتاریخ افغانستان نیست. موقعیت اجتماعی هزاره ها به عنوان خدمت گذار و طبقه ای پایین اجتماعی صرفا در شهرهای بزرگ مثل کابل عینیت داشته است ؛ در شهرهای که هزاره ها مهاجری بیش نبوده اند که از دهکده های دور دست برای کار و زندگی به شهر کوچیده بوده اند و اما درانجا بنابر محرومیت های که از طرف دولت بر انها اعمال می شده ، فرصتی برای بهبودی وضع زندگی شان نداشته اند. چنین طبقه بندی و رابطه ای اجتماعی میان اقوام افغانستان در خارج از شهر های بزرگ وجود نداشته است.
[2] هرچند واژه های مثل غیرت و غرور در تعامل اجتماعی ربطی به حفظ جایگاه اجتماعی افراد در جوامع قبیلوی دارند ، اما این واژه ها بیشتر مفاهیم فرهنگی اند و بیشتر به عنوان معیار شایستگی فرهنگی بکار می روند تا که معرف جایگاه اجتماعی-طبقاتی و روابط قدرت که یک مفهوم کاملا سیاسی است، باشند.


