تبليغاتX
صفحه ای از آسیای میانه


 

 رابرت کنفیلد از جمله ای انسانشناسان معتبر در مطالعات افغانستان است. از وی تحقیقاتی در مورد افغانستان ٬ خصوصا هزاره های افغانستان نشر شده است. پارسال می خواستم برخی از نوشته های او را به فارسی برگردانم اما در انجام این کار ناکام شدم. خواستم برای دوستانی که به انگلیسی مطالعه کرده می توانند لینک سایت کنفیلد را اینجا بگذارم.  

اتهام قومگرایی در وبلاگ ها معمول است و من پیش ازاینکه کسی به من این اتهام را وارد کند می خواهم بگویم که هدف من از گذاشتن لینک سایت ٬ اشنا سازی  به مطالعات اکادمیک در مورد افغانستان و هزاره ها است. انگونه که دوستان خواهند دریافت تعدادی از اثار نویسنده های خارجی خیلی دور از واقعیت های درونی جامعه افغانستان نیز می باشند. برخی از تحقیقات کهنه و مربوط به دوران قبل از جنگ اند. جنگ انگونه که بسیاری در افغانستان امروز مشاهده می کنند ٬ دگرگونی های عمیقی بوجود اورده است. خواندن تحقیقات کهنه برای درک بیشتر این دگرگونی ها مهم است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط ا.غرجی، Elham Gharji  | 



 

در بی بی سی گفت و گوی سعید حقیقی با قسیم اخگر را می خوانیم. در باره ای روشنفکر و تعریف ان در افغانستان است. من که علاقه ام را به این بحث از دست داده ام ( برای اینکه این بحث بسیار شبیه بحث اسلام سیاسی است – کی مسلمان است کی نیست و کدام اسلام ناب است ) یکبار دگر با خواندن این گفت و گو تشویق شدم به این بحث فکر کنم.  تصمیم گرفتم با پرداختن به گفت و گوی اقای اخگر، راهم به این بحث بگشایم.

 

اگر به گفت و گوی یاد شده دقت کنیم به چند مشکل جدی در تعریف که اقای اخگر از روشنفکر ارایه می دهد بر می خوریم. اقای اخگر می گوید که روشنفکر معتقد و متعهد است . تعهد روشنفکر به حقیقت و عدالت است.  اقای اخگر می افزاید که روشنفکر می تواند مذهبی  و یا غیر مذهبی باشد. بر علاوه روشنفکر متعهد به یک ایدیالوژی است.

 

 کمی در این تعریف دقت کنیم. ما وقتی از عدالت و حقیقت سخن می گوییم معلوم نیست که این عدالت و حقیقت چیست. ما در عمومیات شاید بتوانیم ایده ای مشترکی از این دو چیز داشته باشیم اما وقتی خواسته باشیم تعریفی از عدالت و حقیقت را ارایه دهیم به  یک مشکل جدی بر می خوریم که تضاد و اختلاف بر سر تعریف عدالت و حقیقت است. عدالت برای یک انسان مذهبی معنای متفاوت از ان برای یک انسان غیر دینی دارد و عدالت برای انسان گرسنه خیلی متفاوت از مفهوم عدالت برای یک انسان مرفه است. حقیقت ما نیز دراین جا حقیقت مطلق و عمومی نیست. نه عدالت و نه حقیقت هیچ کدام دارای معنای واحدی نیستند. حقیقت روشنفکر دینی ( اگر روشنفکر دینی و غیر دینی داشته باشیم)  با حقیقت روشنفکر غیر دینی حقیقت مخالف و گاهی متضاد است. پس روشنفکر از کدام عدالت واز حقیقت کی سخن می گوید ؟

 

براساس نظریات اقای اخگر، روشفنکر دارای ایدیالوژی است. ایدیالوژی را اقای اخگر "نوعی خود آگاهی و خود شناسی " تعریف می کند. جالب است بدانیم این" نوع خودشناسی " چه نوع خود شناسی است . ظاهرا معلوم است که خود آگاهی و خود شناسی یک انسان مذهبی خیلی متفاوت از خود شناسی یک انسان غیر مذهبی است و این خود شناسی بصورت عمومی متاثر از ساخت فرهنگی-ذهنی و ساخت اجتماعی انسان است. پس کدام نوع از خود آگاهی ، به معنای ایدیالوژی است ؟

 

دراین سخن اقای اخگر که هر که از عدالت و حقیقت دفاع کند روشنفکر است محل ایستی وجود دارد. ما اول نمی دانیم که عدالت و حقیقت چیست. ما فکر می کنیم ما این  را می دانیم اما وقتی از خود سوال کنیم که عدالت چیست و چرا باید چنین باشد که ما فکرش می کنیم ، به مشکل جدی بر میخوریم. گپ حقیقت نیز چنین است . چه چیز حقیقت است؟ حقوق بشر یا قواعد دینی ؟ عدالت در کدام سیستم سیاسی بیشتر است ، در یک سیستم لیبرال یا یک سیستم غیر لیبرال و سوسیالیست؟

 

عدالت و حقیقت و حتا ازادی دارای مفاهیم گوناگون اند. پس عدالت نمی تواند مخرج مشترک برای روشنفکران باشد. حقیقت از انجا که گوناگون است و چند رویه است و هر کسی و یا گروهی ممکن است روی مشخصی ازان را ببیند  ، نیز نمی تواند برای روشنفکران حقیقت واحد باشد. پس این گفته که هر که از حقیقت دفاع کند روشنفکر است دارای مشکلات اساسی است چون ما نمی دانیم روشنفکر باید از کدام حقیقت دفاع کند تا روشنفکر خوانده شود؟

 

 است و نیست روشنفکر

 

یک -  در یک نگاه تاریخی ، روشنفکری یک پدیده ای مدرن است و بیرون از محتوای مدرن ( به مفهوم تاریخی ) ان قابل درک نیست.  معنای روشنفکری و روشنفکر را باید در بطن تاریخی و عملنامه جریان های روشنفکری جست و جو کرد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط ا.غرجی، Elham Gharji  |