روابط تیره میان دولت کرزی و حکومت پاکستان بر سرنوشت جنگ با طالبان تاثیر بسیار منفی خواهد داشت. عدم همکاری پاکستان با دولت کرزی به طالبان فرصت و زمینه ای بیشتری می دهد تا بر علیه ای حکومت مرکزی افغانستان به جنگ ادامه دهد و در نهایت امر به بی ثباتی و جنگ فرساینده و خسته کننده تداوم بخشد. در شرایط جنگ دشوار است که افغانستان و نیز جامعه ای بین المللی بتواند به جبران فرصت از دست رفته پنج ساله برای جلب حمایت مردمی در افغانستان بپردازد. با این حال ، بی ثباتی متداوم به روان خستگی عمومی و یاس در میان کل مردم افغانستان منجر خواهد شد که برای اینده ای افغانستان زیانبار است.
چرا پاکستان مایل به همکاری نیست ؟
پرویز مشرف بارها در صحنه ای بین المللی از جنگ بر علیه ای تروریسم و طالبان و همکاری بادولت کرزی سخن گفته است اما در عمل همکاری چندانی با افغانستان و نیز جامعه ای بین المللی ( به جز شروع جنگ با تروریسم) نداشته است. در اوایل جنگ پاکستان با امریکا همکاری کرد و نیز مدتی در داخل خاکش با طالبان به درگیری تن داد اما انگونه که معلوم شد پاکستان برای سرکوب طالبان در داخل خاکش ناکام ماند و در نهایت اینک عقب می نشیند.
امضای معاهده با اقوام وزیرستان از طرف دولت مشرف در واقع عقب نشینی حساب شده ای بود که بر اساس منفعت های داخلی و محاسبات امنیتی دقیق ( البته کوتاه مدت) صورت گرفت. سرکوب طالبان درداخل مرزهای پاکستان توسط ارتش این کشور پاکستان را به سمت بروز نا امنی و خشونت داخلی سوق می داد. قبایل ازاد پاکستان که پشتوانه ا ی بزرگ بیرونی طالبان بوده و است در تاریخ سیاسی پاکستان نشان داده اند که از قدرت سر پیچی از و ایجاد مزاحمت جدی برای دولت پاکستان برخوردار اند. سرکوب طالبان ( در واقع اقوام وزیرستان) توسط ارتش پاکستان به هرج ومرج و مقاومت در برابر دولت پاکستان دراین مناطق دامن می زد. هرج و مرج دراین مناطق می توانست توجه گروه های تروریستی بیشتر و تندروان مذهبی مسلح را که بصورت گسترده در پاکستان حضور دارند جلب کند و بدین گونه این کشور را به سمت یک جنگ فرساینده در داخل خاکش ره ببرد. پاکستان بر اساس این محاسبه و بر اساس سیاست همیشه گی اش -یعنی صلح و سازش در برابر اقوام مرزی_ خودش را از شر این اقوام رهایی داد و در کنار ان صاحب منتی نیز بر دولت کرزی شد که گوی پاکستان با جلب همکاری قبایل ازاد گامی مثبتی را برای منزوی کردن تروریست ها برداشته است.
در همان روز امضای معاهده میان دولت پاکستان و قبایل وزیرستان ، طالبان ساکن این مناطق گفتند که هیچ نیروی انها را از ورود به افغانستان و جنگ با دولت امریکایی کابل باز نخواهد داشت. این در واقع درست ترین سخنی بود که انها می گفتند. هیچ کسی باور نمی کند که امضای معاهده میان پاکستان و اقوام وزیرستان تاثیر مثبتی بر سرنوشت جنگ در افغانستان داشته باشد. شواهد نیز نشان میدهد که این معامله به گونه ای به نفع طالبان تثبیت شده است. طالبان حالا بدون کنترول و ترصد دولت پاکستان ازادانه به حملات و تدارکات نظامی شان دست می زنند و ازین فرصت استفاده می برند.
در قطب دگر این مساله ، معامله دولت مشرف با اقوام وزیرستان به سود امنیتی پاکستان تمام شده است. این همان چیزی است که احتمالا طرح معامله یاد شده را پی ریزی کرده است. یکی از سیاست های امنیتی پاکستان این بوده است که تندروهای مذهبی و طالبان (به گفته ای امروز) پاکستانی را به بیرون از مرزهایش مصروف نگهدارد تا از گزند ان ها در داخل خاک پاکستان در امان بماند. معاهده ای همکاری پاکستان با اقوام وزیرستان می تواند چنین نفع امنیتی را برای پاکستان تثبیت کند.
نکته ای مهمی دیگر که احتمالا نقشی کلان تری در اتخاذ سیاست عدم همکاری پاکستان با دولت کرزی داشته دارد این است که دولت پاکستان که منافع گسترده ای منطقوی-سیاسی در افغانستان دارد ( و در تمام دوران جنگ طرف مساله ای افغانستان بوده است) دولت کرزی را پاسخگوی منافعش نیافته است و از همین روست که نه تنها با ان همکاری نمی کند که در بدل به تقویه ای پنهانی طالبان ادامه می دهد. در میان طالبان ، هسته ای سیاسی تری وجود دارد که با کمک آی اس آی حامل منافع پاکستان در افغانستان است و ظاهرا در رهبری جنگجویان مذهبی نقش مهم ایفا می کند. پاکستان تصمیم دارد مدافعان منفعت اش را در افغانستان باز گرداند. ظاهرا این بازی می تواند در هر صورتی به نفع پاکستان تلقی شود. اگر دولت افغانستان موفق با سازش با طالبان گردد راه این گروه به داخل حکومت افغانستان گشوده خواهد شد. این همان چیزی است که پاکستان خواهان است. در صورت ادامه ای جنگ نیز پاکستان با کمک به طالبان (اخلال در امور سیاسی افغانستان) از انکشاف سیاسی دولت مورد بد بینی اش به گونه ای جلوگیری می کند. در گزارشی که به مطبوعات انگلیسی درز کرده است ، ماموران امنیتی بریتانیا گزارش داده اند که پاکستان به القاعده و طالبان کمک می کند. این گزارش واکنش شدید مقامات پاکستانی را برانگیخت . این واکنش ها باعث ان شد تا تونی بلر در ملاقات با پرویز مشرف به او توضیح دهد که گزارش پخش شده سیاست رسمی بریتانیا در برابر پاکستان را انعکاس نمی دهد.
پاکستان در جهت تامین منافع امنیتی و سیاسی اش به تقویه ای پنهانی طالبان ادامه می دهد.ادامه ای چنین وضعی اینده ای ثبات و صلح در افغانستان را به شدت تیره می سازد. افغانستان قادر نیست جنگجویان قبایل ازاد را به داخل خاک پاکستان تعقیب کند. در بدل انان این فرصت را خواهند داشت تا همه روزه با عبور از خط غیر قابل کنترول به نیروهای دولتی در افغانستان حمله کرده و شبانه به خانه های امن شان عقب بنشینند. ادامه ای چنین وضعی برای دولت مرکزی افغانستان و نیز نیروهایی بین المللی توان فرسا و ناکامی بخش است. در دراز مدت هم دولت افغانستان و هم نیروی ایتلاف توانشان برای مبارزه از دست خواهند داد و ناامنی وبی ثباتی ناشی از مصروفیت جنگی دولت و غافل ماندن ان از پروژه های انکشافی ، به نقاط دگری افغانستان نیز گسترش خواهد یافت. برعلاوه جنگ بودجه ای کلانی می خواهد که افغانستان قادر به پرداخت ان نخواهد بود. در چنین شرایطی کمک های بین المللی نیز متوجه ای جنگ خواهد شد و افغانستان فرصت بازسازی و تطبیق پروژه های انکشافی را از دست خواهد داد . پیامد های این ناکامی برای جامعه ای بین المللی و دولت مرکزی افغانستان فاجعه بار خواهد بود.
برای جلوگیری از چنین وضعی ، همکاری و تفاهم میان پاکستان و افغانستان یک ضرورت کلیدی به حساب می اید. جامعه ای بین المللی نه تنها باید بر پاکستان فشار بیاورد که با دولت افغانستان همکاری کند که به حکام این کشور بفهماند که ستراتیژی پاکستان برای مهار جنگجویان مذهبی دراین کشور در دراز مدت کارآ نیست. در کوتاه مدت مشرف ممکن است خود را از شر انان در امان نگهدارد اما در صورت توفیق انان به برهم زدن امنیت در افغانستان و تبدیل شدن به یک خطر منطقوی پاکستان خود در دامان بی ثباتی و خطر بالفعل فرو خواهد رفت. بر علاوه ، دو کشور باید کوشش کنند بر اساس شناسایی و احترام منافع ملی همدگر عمل کنند تا از تداوم جنگ جلوگیری شود.

