تبليغاتX
صفحه ای از آسیای میانه


دایف به دریا برای افغانستان خطر دارد؟  

یادداشت: این صفحه برای مدتی بروز نخواهد شد. در ضمن روال نوشته های بعدی من ایجاب می کرد که عنوان وبلاگ را تغییر دهم. نامه های باز هدفی دگری داشت که در تعقیبش ناکام ماند.  منتظر پیام ها و نظریات تان.

افغانستان و هند سند های همکاری امضا کردند. این خبر پاکستان را نگران می کند. افغانستان در یک چرخش سیاست خارجی مهم از فراز پاکستان به دریای هند دایف( این کلمه برا ی ارایه متافور زنده تر استفاده شده است)  میکند. اینک به پاکستان اشکارا انگشت می گمارد و جرات ان را دارد که بگوید پاکستان از طالبان - به اصطلاح تروریسم - حمایت می کند و حتا گام از ان فراتر گذاشته سیاست پاکستان را در مورد کشمیر نیز نقد می کند. افغانستان و هند هر دو  از یک موضع پاکستان را به کوتاهی در حل مساله ای کشمیر متهم می کند.

نزدیکی افغانستان و هند پس از  تنش های در رابطه ای افغانستان و پاکستان پیام و نکته های نهفته ای بسیاری دارد. پاکستان در طول سالهای جنگ بازیگر گاهی مستقیم سیاست داخلی افغانستان بوده است و حالا نیز امنیت افغانستان با امنیت مرزی میان پاکستان و افغانستان گره خورده است. پاکستان از دیدگاه دگری ، دروازه ای افغانستان به شمار می اید. این دروازه برای سیاست های منطقه ای امریکا خیلی گران قیمت بوده است. آی اس آی  برای سی آی ا از دیرگاه به عنوان یک چشم کار کرده است و پاکستان از این امتیاز فایده ها و حمایت های مهم سیاسی و اقتصادی بدست اورده است.

وضعیت اما طوری که دیده می شود به جهت دگری کشیده می شود. پس از بروز تنش ها میان افغانستان و پاکستان ، به گفته ای یک مسوول اطلاعاتی پاکستان، جورج بوش به پرویز مشرف هشدار داد. به این صورت رابطه ای امریکا و پاکستان هم بطوری ملموسی تغییر خورده است. حمایت از برنامه های هسته ای هند توسط امریکا برای توقیف وابسته گی هند به ایران نیز دارای پیام خوشایندی برای پاکستان نیست.

در منطقه چه می گذرد؟

اگر وضع سیاسی ایران را از لیست اوضاع منطقه جدا کنیم ، رابطه ای افغانستان و پاکستان و تحرکات تازه ای بین المللی در تامین امنیت در افغانستان وضع جدیدی در منطقه ایجاد کرده است.  پاکستان اینک از طرف دولت نو پا و در بحران افغانستان مشت می خورد. از طرف دولتی در کشوری که همیشه ساحه ای نفوذ وسیع سیاسی پاکستان بوده است. وضع سیاسی افغانستان بدون شک در چنگ مسایلی پیچیده ای بسیاری است که در بخش مهم خود با انگشت پاکستان گره می خورد. افغانستان چطور تصمیم به این چرخش سیاست خارجی گرفته است  در حالیکه پیامد های انی ان را می توان در شکل افزایش جدی حملات برعلیه دولت کرزی مشاهده کرد؟ آیا این یک مخاطره نیست ؟

مخالفت با پاکستان نشانه ای زور و حمایت قول داده شده به افغانستان باید باشد. منبع این حمایت کی و یا کی هاستند؟

همزمان با روی گردانی کرزی از پاکستان، ما شاهد تحرک های بین المللی در منطقه نیز هستیم که به هدف تامین امنیت در افغانستان صورت می گیرد. ناتو  کنترول ولایات جنوبی را به عهده می گیرد. بخشی از نیروهای ناتو  این بار مستقیما به جنگ بر علیه به اصطلاح طالبان و تروریست ها خواهد پرداخت. پس افغانستان با زور دگری بر علیه پاکستان می جنگد.

آیا جنگ با شورشیان مخالف دولت کابل از سوی ناتو در عین حال جنگ برای کنترول وضعیت بیرون از مرز افغانستان نیست ؟ اگر قرار است نیرو های بین المللی با بی امنیتی بجنگند این نیروها باید بیرون از مرزها را نیز بجنگند. چون وضعیت افغانستان انچنان که بار ها گفته شده است مشکلات بیرونی نیز دارد. این نیروها باید متوجه منبع های بیرونی نیز باشند.

در این حال وضعیت پاکستان در این میان بسیار پیچیده می شود. واکنش این کشور چه خواهد بود؟ پاکستان ایا برای یافتن همکار منطقه ای به ایران روی خواهد اورد؟ اگر پرویز مشرف وضعیت ایران را با هوشمندی ببند یقینا این کار را نخواهد کرد. برای پاکستان یک انتخاب باقی است یا با کابل و امنیت در افغانستان همکاری کند و از تقویت مخالفان دولت پرهیز کند  که به نفع ان است ٬ یا با حمایت از مخالفان دولت کابل و تندروهای مذهبی پاکستان به مقابله ای فرساینده تر روی بیاورد که نتایج غیر مترقبه و سنگینی زیادی را در پی خواهد داشت. در عین حال پاکستان باید متوجه اینده بنیادگرایی در درون خود نیز باشد . شاید سیاست پاکستان دراین مورد ٬ این بوده است که تندروان را به نقاطی بیرون از مرز مصروف کند اما این سیاست بدون شک پایدار نیست. در این صورت پاکستان بزودی از درون مورد حمله قرار گرفته و نابود خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط ا.غرجی، Elham Gharji  | 



این روزها وقت کمی برای وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی دارم. امروز پس از پایان درس اخرم خواستم بیایم چیزی بنویسم تا ارتباطم با دوستان را محفوظ نگه دارم. در یکی از کانال های تلویزیونی قیرغیزستان گزارشی را مشاهده کردم که تقریبا دو ماه پیش موضوع ان را شنیده و دیده بودم. یکی از دانشجویان هموطن ویدیویی را - که نمی دانم از کجا بدست اورده بود- میان شاگردان دگر پخش کرده بود که دران ظاهرا اشکال مختلفی ( اشکال طبیعی ) به گونه ای تکامل کرده بودند که اسم الله و لا الاه الا الله را می توان درانها خواند. در ویدیو تصویر یک انسان با تنه ای یک گوساله نیز نمایش داده می شد. پس از پخش ان ویدیوی مبارک ترسیدم که کسی از میان ما ان را به نمایش فلمی در دانشگاه تبدیل نکند!  امروز همان ویدیو را در گزارش تلویزیونی دیدم که در ان یکی از مقامات زن پایین رتبه ای دولتی  با معرفی ان ویدیو از مردم خواست که به مسجد بروند و نماز بر پا دارند. لحظه ای فکر کردم که این جزیره ای لیبرالیسم به چه ابی فرو می رود؟

پس از حرکت های مذهبی  مانند حرکت اسلامی ازبکستان و خانه سازی حزب التحریر در کشورهای اسیای میانه آینده ای سکلولاریسم در این کشورها موضوع بحث بسیاری از کارشناسان منطقه بوده است. کسانی نگرانی بروز داده اند و کسانی هم امیدوار بوده اند بست فرهنگی ازاد این جوامع خودرا حفظ خواهد کرد. اما واقعیت ها چه چیز را نشان می دهند؟

پارسال نیز دراین باره چیزی نوشته بودم. در نوشته ای پارساله ام به عوامل رشد اسلام گرایی توجه شده بود تا پیش بینی آینده ای سکولاریسم. از عوامل مهم رشد اسلام گرایی یکی احیای هویت سیاسی-مذهبی جمهوری های اسیای میانه پس از رهیدن از قید سلطه ای شوروی بوده است. فروپاشی شوروی و تلاش برای بازیابی هویت مذهبی- سیاسی مردمان اسیای میانه راه را برای نیروهای تندرو اسلامی مخصوصا حزب التحریر باز کرد. حزب التحریر توانست از فضای خالی فرهنگی-اسلامی استفاده برد و تخم تفسیر تندروانه ای خود از اسلام را در زمین اسیای میانه بکارد. همزمان با رخنه ای حزب التحریر جمهوری های اسیای میانه که بدست نخبه های باقی مانده ای حزب کمونست شوروی اداره می شود برعلیه ای ان به مبارزه برخاستند. _ قیرغیزستان تا حدودی در این اعمال این تصمیم خونسردمندانه برخورد کرده است _ فشار بر اسلام گرایی در ازبکستان و تاجکستان به عامل قوی سیاسی رشد اسلام گرایی در امد. در ازبکستان فشار حکومتی بر کسانی به صورت اشکارا گرایش شان را به اسلام نشان می دهند شدید بوده است. این فشار واکنش های تروریستی اسلام گرایان را در پی داشته داشت که انفجار در تاشکند در مقابل سفارت امریکا و اسراییل یکی از انان بود. در تاجکستان نیز تعداد بسیاری از جوانان به جرم عضویت در حزب التحریر دستگیر و زندانی می شوند.

فقر اقتصادی مردمان اسیای میانه نیز ای عامل دگری بوده است که مورد بهره برداری گروه های تندرو اسلامی قرار گرفته است.  شکاف میان طبقات مرفه  و فقیر بیشتر و بیشتر اشکار می شود و این مساله نیز مورد استفاده جویی ایدیالوژیک از سوی تندروان اسلامی قرار می گیرد. دو هفته پیش گزارشی در مورد دستگیری گروهی از جوانان قیرغیز در یکی از تلویزیون ها منتشر شد. این جوانان  در شهر اوش - دومین شهر اصلی قیرغزستان در جنوب کشور که مرکز تحولات سیاسی و انقلاب مخملین پارسال بود- با در دست داشتن اسلحه و سلاح سرد به اتهام شرکت در فعالیت های تروریستی دست گیر شده بودند. شهر اوش در مقایسه با پایتخت فقیر و نا انکشاف یافته است. فقر اقتصادی  در کنار عوامل سیاسی که در نتیجه ای انتخابات پارلمانی سال 2004 و شکایت عامه از ان پارسال مردمان ان شهر را به بشکیک پایتخت اورد تا در تغییر مهم سیاسی به رژیم عسکر اقایوف پایان بخشد. اگر در روز -به گفته ای مردم انقلاب - از مردم می پرسیدی یکی از دلایل شرکت شان در تظاهرات را مبارزه بر علیه  بی کاری و فقر گسترده می خواندند. تندروان از فقر و شکاف اقتصادی میان طبقات اجتماعی برای تحریک مردم بر علیه نظام های سیاسی اسیای میانه استفاده می برند. در تظاهراتی که یک هفته پیش در بیشکیک از سوی یکی از به اصطلاح بدماشان نامی کشور برگزار شد کسی شعار الله اکبر سر داد. این اتفاق هرچند برای تعدادی بسیاری از شهریان بیشکیک جالب بود اما گویای واقعیت های تازه ای نیز دراین کشور بود.

حدود یک ماه پیش کسی دروازه ای اپارتمانم را زد . وقتی باز کردم سه مرد قیرغز یکی با لباس افغانی ( لباس اسلامی ) پشت در ایستاده بودند. وقتی فهمیدند قیرغزی نمی دانم و زبان روسی را نیز با لهجه صحبت می کنم پرسیدند از کجایم. وقتی شنیدند که از افغانستانم یکی مرا در اغوش گرفت و گفت : " اسلام علیکم برادر مسلمان افغان". به فارسی برایم توضیح داد که امده اند از مردم بخواهند که بعد ازاین باید به مسجد بروند و نماز بخوانند. گفتند که می خواهند قیرغزستان را به دومین کشور ناب اسلامی پس از پاکستان تبدیل کنند. چرا پاکستان ؟

برای هفته ای در همین مورد فکر می کردم. به نظرم فعالیت های جدی از بیرون مرزها برای اسلامی سازی اسیای میانه شروع شده است. با این حال ایا می توان به  استواری سکولاریسم در اسیای میانه امید وار بود؟

وضعیت در تمام کشور های اسیای میانه یک سان نیست. در ازبکستان سرکوب حکومتی نتیجه ای معکوس در پی داشته است. و مردم در این کشور به لحاظ تاریخی مذهبی تر از دگر کشور های اسیای میانه است. وضعیت در این کشور تا حدودی متفاوت است. درتاجکستان نیز وضعیت تا حدودی شبیه به وضعیت در ازبکستان است. اما در قیرغزستان و قزاقستان پیشینه ای فرهنگی-سنتی بستر کمک کننده ای چندانی برای تندروی اسلامی ارایه نمی دهد. موضع گیری سیاسی رژیم در این دو کشور نیز متفاوت از ازبکستان است. در قیرغزستان بازجویی های از فعالان مذهبی در مواردی صورت می گیرد اما زندانیان سیاسی-مذهبی بخشی رادر میان زندانیان این کشور تشکیل نمی دهد.

بخشی کلانی از مردم در قیرغزستان شدیدا خودرا مسلمان می خوانند. حتا انهای که نماد های مذهبی را با خود حمل می کنند نیز در کنار اینکه اعتقاد محکم به اسلام دارند از نوشیدن الکول دوری نمی کنند. زنان با حجاب با زنان بی حجاب همراه راه می روند و با هم دوست اند. اسلام در قیرغزستان در سطح عامه خیلی سمبولیک است.

در نتیجه می توان گفت که دامنه ای رشد تندروی اسلامی در کشور های مختلف اسیای میانه مختلف است اما در کل عواملی تقویت کننده ای مهمی عملا برای رشد کلی ان وجود دارد. فعالیت های اسلامی که از بیرون - حالا از پاکستان - اداره و تقویت می شوند می توانند زنگ خطری به حساب اید اما نهادینگی فرهنگ سکولار در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و فردی بخشی از مردمان اسیای میانه ( عمدتا در شهر ها )واقعیت دگری است که هنوز با قوت خود باقی است.  این قوت اما انگونه که دیده می شود تهدید نیز می شود. آینده ای سکولاریسم در اسیای میانه به اینده ای سیاسی و اقتصادی خوبتری وابسته است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط ا.غرجی، Elham Gharji  | 



نوشته های اقای اعظم سیستانی را کی نیست که نخوانده باشد. ایشان تاریخ نگار( اگراشتباه نکنم ) است. مقاله های تاریخی زیادی از ایشان در وبسایت های افغانستانی ها چاپ می شوند. اقای سیستانی نوشته های جالبی دارند که بار ها مرا وا داشته است تا مقاله هایش را بخوانم. این زحمت خواننده ها بی شک ! بخاطر ارزش مقاله های ایشان است که خود درنوشته ای  پاسخی به یک افغانستان ستیز مجهول بنام علی یاور از ان یاد کرده است. چیزی از خود نداشتم که برای خواننده ها تقدیم کنم خواستم این نوشته ای جلاب !!! را لینک دهم.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 6:10 قبل از ظهر  توسط ا.غرجی، Elham Gharji  |